سيد صادق سجادى

40

تاريخ برمكيان ( فارسى )

بود و پس از ورود مسلمانان به بلخ ويران شد و سپس كه تجديد بنا گرديد به آتشكده بدل شد « 1 » . بايد گفت اين نظر با ممنوعيت ساخت معابد و مراكز دينى غير اسلامى در قلمرو اسلام ، كه تقريبا در عموم معاهدات صلح و فتحنامه‌هاى عصر اول اسلام درج شده ، مغاير است ؛ و سرانجام اطلاق واژهء بهار در ادب فارسى بر بت و بتكده ، و اين معنى كه نام « آتشكدهء نوبهار » در زمرهء اسامى آتشكده‌ها در منابع دينى پهلوى و فارسى زرتشتى نيامده خود دليل ديگرى است كه بودائيگرى نوبهار را تقويت مىكند . 3 - برمكيان و نوبهار آنچه دربارهء ارتباط برمكيان با نوبهار آورده‌اند ، با آئين اين خاندان نيز البته مرتبط است . دسته رواياتى كه نوبهار و برمكيان را بودايى خوانده‌اند ، سدانت و توليت معبد را در دست برمك ، و او را صاحب قدرت و مكنت بسيار دانسته‌اند ؛ آن چنان كه فرمانروايان چين و هند و سند و غيره كه براى عبادت بتها به بلخ مىرفتند ، او را سخت محترم و معزّز مىداشتند و در داوريها به او رجوع مىكردند « 2 » . برمك اراضى وسيعى را كه متعلق به معبد و وقف آنجا بود ، و بارتولد مساحت آن را 1567 كيلومتر مربع برآورد كرده ، در دست داشت و بر ساكنان آن فرمان مىراند و جملگى تابع و بندهء ( عبيد ) او بودند « 3 » . ياقوت در جاى ديگر « 4 » معبد و اراضى اطراف آن را تا هشت فرسنگ در چهار فرسنگ ، ملك برمكيان دانسته و آورده كه به عصر وزارت برمكيان ديه راون بلخ در زمرهء املاك يحيى بن خالد برمكى قرار داشته است . اين مايه شكوه و ثروت به عقيدهء برخى محقّقان نشانهء آن است كه برمك ، منصب روحانى نداشته بلكه از مأموران عالى رتبهء دولتى بوده كه علاوه بر حكومت بر منطقه‌اى در بلخ ، اداره و توليت نوبهار را نيز بر عهدهء او نهاده بودند . اين نوع نظارت عاليه در بسيارى از مراكز دينى رايج بوده است . هيوئن تسانگ هم از برخى مأموران كشورى در بعضى از معابد هده ( جلال آباد فعلى ) ياد كرده كه

--> ( 1 ) . بودا ، 35 به نقل از كرن 434 / 2 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج ، 2 / 228 - 229 ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، 4 / 818 ؛ قزوينى ، آثار البلاد ، 331 . ( 3 ) . ياقوت ، همانجا ؛ بارتولد ، خليفه و . . . ص 87 ؛ قس : با روايت كرمانى ، اخبار برامكه ، ص 3 كه قلمرو برمك را ده فرسنگ در ده فرسنگ دانسته است . ( 4 ) . معجم البلدان ، 2 / 742 .